
به کسی گفته میشود که افکار عمومی یا مقامات صلاحیتدار را از وجود فرد (یا افراد) نادرستکار یا فعالیتهای نادرستکارانه در بخش دولتی، عمومی، یا خصوصی آگاه میکند. فعالیتهای نادرستکارانه طیف گستردهای از کارهای غیرقانونی، زیر پا گذاشتن مقررات، و تهدید منافع عمومی یا خصوصی، مثل، تقلبو فساد مالی را در بر میگیرد.
طبق گزارش انجمن بازرسان تقلب گواهی شده (ACFE) دربارهٔ تقلبها و سوءاستفادههای شغلی (۲۰۱۲) به رغم وجود سازوکارهای گوناگون برای پیشگیری و کشف تقلب – مثل، حسابرسی داخلی، حسابرسی مستقل،کنترل داخلی، و… – باز هم متداولترین روش کشف تقلب در سازمانها از راه افشاگری است. نزدیک به نیمی از موارد تقلبهایی که کشف میشوند از راه خبررسانی یک کارمند، فروشنده، یا دیگر افشاگران برملا میشوند. همچنین، در سازمانهایی که دورههای آموزشی آگاهی از تقلب در سطح سازمان اجراء میشوند، ۵۲ درصد از زیانهای تقلب کاهش مییابند. در واقع، کارشناسان ضد تقلب با تکیه بر آمار موجود بر این باورند که بیشتر کارکنان آموزشدیده در ارتباط با تقلب، هنگام روبرو شدن با موارد تردیدبرانگیز، چنانچه مسیرهای مناسبی برای افشاگری وجود داشته باشد، این موارد را گزارش میکنند.
طبق گزارش انجمن بازرسان تقلب گواهی شده (ACFE) دربارهٔ تقلبها و سوءاستفادههای شغلی (۲۰۱۲) سازمانها در هر سال ۷ درصد درآمد خود را در اثر تقلب از دست میدهند. این مبلغ نزدیک به یک تریلیون دلار اعلام شدهاست. برای آن که هنگفتی این مبلغ را در ذهنتان مجسم شود، کافی است بدانید مبلغی نزدیک به مجموع درآمد صادرات نفت ایران در ۱۰۰ سال گذشتهاست!
پس با توجه به این که پای مبالغی هنگفت و منافعی سرشار در میان است، تقلب و فساد مالی را میتوان در هیبت یکی از پرگردشترین و سودآورترین تجارتهای بزرگ جهان – مثل تجارت جنگافزار، نفت و مواد مخدر – دانست. از این رو، بسیاری از کارشناسان ضد تقلب ورود به عرصه مبارزه با تقلب و فساد مالی را به جنگی تمامعیار تشبیه کردهاند که سربازان و سرداران حاضر در هر دو جبهه این نبرد جانانه با یکدیگر پیکار میکنند؛ بنابراین، افشاگران در هر جای دنیا که در سوت خود بدمند ممکن است با واکنشهای تلافیجویانه گوناگون و گاهی مرگبار روبرو شوند.از این رو، در بعضی از کشورها قوانین و سازوکارهایی برای محافظت از افشاگران وجود دارد.