

اغلب از اقتصاددانان خواسته میشود نظر خود را در مورد سیاستهای اقتصادی بیان کنند. به عنوان مثال، آیا باید نرخ ارز را افزایش داد؟ آیا باید کلیه بانکها را به بخش خصوصی واگذار کرد؟ آیا باید یارانهها را کاهش داد؟ در پاسخ به یک چنین موضوعات سیاستگذاری است که احتمالا ممکن است بین اقتصاددانان اختلاف نظر وجود داشته باشد. اختلاف نظر از آنجا نشات میگیرد که اقتصاددانان در مورد چگونگی ساز و کار اقتصاد، توصیف رویدادهای اقتصادی، پیشبینی پیامدهای سیاستگذاریهای اقتصادی و ارزشها برای ارزیابی پیامدهای اقتصادی اختلاف نظر دارند. وقتی اقتصاددانان به منظور توصیف و تفسیر پدیدههای اقتصادی الگویی را تدوین میکنند که بر اساس آن اثر تغییر یک متغیر اقتصادی را بررسی کنند یا نتایج سیاستگذاریهای اقتصادی را پیشبینی کنند، درگیر مسائل اقتصادی اثباتی هستند. اما هنگامی که به نتایج مختلف یک سیاست اقتصادی توجه میکنند وارد قلمرو اقتصاد ارزشی میشوند.
ممکن است دو اقتصاددان هم عقیده باشند که کاهش مالیاتها پسانداز در جامعه را افزایش خواهد داد. اما یکی منافع این کاهش را بیشتر متوجه ثروتمندان جامعه بداند تا افراد فقیر و در نتیجه نظر متفاوتی را در مورد اجرای این سیاست داشته باشد. وی به دلیل آنکه معتقد است کاهش مالیاتها نابرابری را در جامعه افزایش خواهد داد با اجرای آن مخالف باشد، اما دیگری به این دلیل که معتقد است کاهش مالیاتها پسانداز را تشویق کرده و موجب افزایش سرمایهگذاری و رشد تولید میشود، ممکن است با اجرای آن کاملا موافق باشد. این دو هر چند در رابطه با تحلیل اثباتی آثار این سیاست اتفاق نظر دارند، اما به دلیل تفاوت در ارزشگذاری بر روی آثار آن به نتایج متفاوتی در مورد مناسب بودن اجرای سیاست کاهش مالیاتها میرسند.
شفافسازی منشاء و دلایل اختلافنظرها میتواند روش بسیار موثری را برای آموختن بیشتر دانش اقتصاد فراهم آورد.