نرخ بازده (ROR) یا بازگشت سرمایه (ROI)
فوریه 25, 2019
لیست مجلات ISIدر حسابداری
فوریه 25, 2019

تاریخ پیش‌بینی متغیرهای اقتصادی

تاریخ ادبیات اقتصادی حاکی از آن است که برای پیش‌بینی متغیرهای اقتصادی از دو شیوه متمایز روش‌های ساختاری و غیرساختاری بهره گرفته شده است. در روش‌های ساختاری …
تاریخ ادبیات اقتصادی حاکی از آن است که برای پیش‌بینی متغیرهای اقتصادی از دو شیوه متمایز روش‌های ساختاری و غیرساختاری بهره گرفته شده است. در روش‌های ساختاری، سری زمانی متغیر اقتصادی را مشاهده کرده و از درون لنز تئوری‌های اقتصادی به تحلیل و پیش‌بینی آن می‌پردازند. اما روش‌های غیرساختاری، حداقل اتّکا به تئوری‌های اقتصادی را دارند.

دوره طلایی مدل‌های پیش‌بینی ساختاری مربوط به دهه‌های ۱۹۵۰  و ۱۹۶۰ میلادی می‌باشد که چارچوب آن بر مدل‌های ساختاری کینزی دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ میلادی بنا شده بود. پیش‌بینی‌های حاصل از مدل‌های ساختاری از نوع شرطی است یعنی این پیش‌بینی مشروط بر تعدادی فرض انجام می‌شود. اولین مدلی که در این چارچوب برای پیش‌بینی مورد استفاده قرار گرفت سیستم معادلات همزمان بود که چارچوب تئوریک آن را کلاین و گلدبرگر (۱۹۵۵) ارائه کرده بودند.

در اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی، با نقد لوکاس (۱۹۷۶) بر سیستم معادلات همزمان، پیش‌بینی مبتنی بر مدل‌های ساختاری کینزی تضعیف شد و رو به افول نهاد. در پاسخ به انتقاد وارده بر مدل‌های ساختاری، دو واکنش پدیدار گشت. در واکنش اول فیر (۱۹۸۴، ۱۹۹۴) و تیلور (۱۹۹۳) سعی کردند سیستم معادلات همزمان را به نحوی ارتقا دهند که دقت پیش‌بینی آن افزایش یابد. مثلاً تلاش کردند فرضیه انتظارات عقلایی را مدلسازی کرده و وارد سیستم معادلات همزمان نمایند. امروزه مدل‌های فیر و تیلور در برخی نهادهای اقتصادی نظیر IMF مورد استفاده قرار می‌گیرد. در واکنش دوم که تغییری افراطی محسوب می‌شد، توسعه‌ی مدل‌های غیرساختاری هدف قرار گرفت.

قدمت مدل‌های غیرساختاری به قبل از مدل‌های ساختاری برمی‌گردد. این مدل‌ها با سرعت زیادی در حال توسعه هستند. مقالات فراوانی در اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی نشان دادند که مدل‌های آماری ساده، که هیچ فرضی در مورد ساختار اقتصاد مطرح نمی‌کنند، قادرند متغیرهای اقتصادی را حداقل به خوبی مدل‌های کینزی مقیاس بزرگ پیش‌‌بینی نمایند (به‌عنوان نمونه نگاه کنید به نلسون (۱۹۷۲)). بنابراین اقتصاددانان انگیزه‌ی بیشتری برای به کار گرفتن مدل‌های غیرساختاری و آماری پیدا کردند چون از یکسو پیش‌بینی‌ها به صورت غیرشرطی درآمده و از سوی دیگر انتقاد لوکاس به آن‌ها وارد نبود.

برخلاف مدل‌های ساختاری که بیشتر توسط اقتصادسنج‌ها و اقتصادکلان‌سنج‌ها توسعه یافته بود، مدل‌های غیرساختاری بیشتر توسط ریاضیدانان، آماردانان و مهندسین در قرن بیستم بسط داده شد. اولین مدل‌های غیرساختاری در دهه‌ی ۱۹۲۰ با مقالات اسلاتسکی (۱۹۲۷) و یول (۱۹۲۷) ارائه شد. این مقالات بیان می‌کنند که معادلات تفاضلی خطی ساده، چارچوب قوی و مناسبی برای مدلسازی و پیش‌بینی گستره‌ی وسیعی از متغیرهای اقتصادی و سری‌های زمانی مالی فراهم می‌نمایند. چنین معادلات تفاضلی تحت عنوان فرآیندهای خودرگرسیون شناخته می‌شوند. در چنین فرآیندی مقدار دوره جاری سری زمانی به صورت میانگینی از وقفه‌های خود و یک شوک تصادفی نمایش داده می‌شود. یول و اسلاتسکی در مطالعات دیگر به بررسی فرآیندهای میانگین متحرک پرداختند و به این ترتیب نسل جدیدی از مدل‌های سری زمانی به نام ARMA‌ به دایره‌ی مدل‌های غیرساختاری پیش‌بینی اضافه گردید.

در دهه‌ی ۱۹۳۰، والد نشان داد که تحت شرایطی، بخش تصادفی یک سری زمانی می‌تواند مبتنی بر روش معادلات تفاضلی ارائه شده توسط یول و اسلاتسکی، مدلسازی شده و به بهبود دقت پیش‌بینی کمک نماید. کالمن این تئوری را گسترش داد و فرمول‌های پیش‌بینی خود را در چارچوب مدل حالت-فضا که فرآیندی بازگشتی را طی می‌نماید ارائه داد و این چارچوب ساخته شده با عنوان فیلتر کالمن معرفی گردید. در سال ۱۹۷۰، باکس و جنکینز کتابی در مورد تحلیل سری‌های زمانی و پیش‌بینی آن‌ها ارائه کردند. نظرات آن‌ها در این کتاب سبب پیشرفت قابل توجهی در ادبیات پیش‌بینی گردید. در این کتاب تمرکز بر مدل‌های تک متغیره بود اما به دلیل اینکه روابط بین متغیرهای اقتصادی فراگیر و پیچیده است، اقتصاددانان تحلیل‌ سری‌های زمانی را تکمیل کرده و مدل خودرگرسیون برداری را به منظور بررسی روابط بین متغیرها و ارائه‌ی پیش‌بینی‌های دقیق‌تر معرفی نمودند. مقاله کلاسیک سیمز (۱۹۸۰) به رواج گسترده مدل خودرگرسیون برداری انجامید و به عنوان جایگزینی برای سیستم معادلات همزمان معرفی شد. با گذشت زمان نسخه‌های جدید و تکمیل‌شده‌ای از مدل خودرگرسیون برداری نظیر خودرگرسیون برداری تفاضلی و خودرگرسیون برداری ضمیمه شده با عامل به ادبیات اقتصادی افزوده شد.

در ادامه‌ی تلاش‌ها برای مدلسازی غیرساختاری روابط بین متغیرها و به منظور استفاده از اطلاعات مقیاس گسترده، مدل‌های عامل پویا توسط سارجنت و سیمز (۱۹۷۷) و گِوِک (۱۹۷۷) معرفی شد. با گذشت زمان مدل‌های عامل پویا توسط استاک و واتسون (۱۹۸۹)، کاه و سارجنت (۱۹۹۳)، فورنی و ریچلین (۱۹۹۷) و استاک و واتسون (۱۹۹۷) بسط داده شد و برای پیش‌بینی مورد استفاده قرار گرفت.

تا پیش از دهه‌ی ۱۹۸۰، عمده ادبیات مربوط به پیش‌بینی غیرساختاری براساس این فرض که متغیرهای مورد استفاده باید مانا باشند، بنا شده بود. لذا قاعده بر این بود که متغیرهای اقتصادی دارای ریشه واحد ابتدا تحت تبدیلی مانا می‌شوند (عمدتاً تفاضل گرفته ‌شوند) و سپس از آن‌ها در مدل‌های پیش‌بینی استفاده گردد. این روش، منجر به آن می‌شد که بسیاری از اطلاعات موجود در سطح متغیرها با تفاضل‌گیری از بین می‌رفت. در یک تحول بزرگ در ادبیات، گرنجر (۱۹۸۱) و انگل و گرنجر (۱۹۸۷) ایده‌ی هم‌انباشتگی را برای شناسایی روابط بلندمدت بین متغیرها و استفاده از آن برای پیش‌بینی معرفی کردند.

تاریخچه‌ای که تاکنون ارائه شد مربوط به پیش‌بینی مبتنی بر مدل‌های خطی بود. به منظور پیش‌بینی متغیرهای اقتصادی، مدل‌های غیرخطی نیز در سال‌های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده‌ است. مدل‌های غیرخطی در چند دهه‌ی اول قرن بیستم توسعه یافتند. این مدل‌ها در پاسخ به یکی از مشکلات مهم در پیش‌بینی، یعنی شکست‌های گاه ‌به ‌گاه[۱] و تغییرات رژیم در سری زمانی متغیر و ماندگاری طولانی مدت شوک‌های گذشته به وجود آمدند. مدل‌ TAR[2] و STAR[3] و MS[4] سه نوع معروف و پرکاربرد مدل‌های غیرخطی محسوب می‌شوند. همچنین به منظور کنترل اثرات شکست، مدل‌های با پارامترهای زمان متغیر نیز به ادبیات پیش‌بینی افزوده شده است.

اخیراً موج جدیدی از مدل‌های ساختاری به نام مدل‌های DSGE[5]‌ توسعه پیدا کرده‌اند. این مدل‌ها در واقع نسخه جدید و تکمیل یافته‌ای از سیستم معادلات همزمان می‌باشند که معادلات آن از بهینه‌یابی رفتار آحاد اقتصادی حاصل می‌گردد. مدل‌های DSGE به منظور بررسی اثرات تغییر در یک قاعده‌ی سیاستی بر عملکرد سایر متغیرهای کلان به وجود آمده‌اند. در سال‌های اخیر مطالعات زیادی به بررسی عملکرد این مدل‌ها در حوزه پیش‌بینی پرداخته‌اند (به‌عنوان نمونه فاست و رایت (۲۰۱۱)). باید توجه داشته باشیم که مدل‌های ساختاری نظیر DSGE‌ عموماً به منظور پیش‌بینی‌های بلندمدت و مدل‌های غیرساختاری سری زمانی برای پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت کاربرد دارند.

با توجه به آن چه در تاریخچه پیش‌بینی مطرح شد برخی مدل‌ها ماهیت ساختاری و برخی غیرساختاری دارند، برخی در کوتاه‌مدت و برخی در بلندمدت عملکرد مطلوبی دارند، برخی در مقابل شکست‌ها و تغییر رژیم استوار و برخی آسیب‌پذیرند و نکات دیگری از این دست. در واکنش به این واقعیت و به منظور پیش‌بینی دقیق‌ تورم، نهادهای سیاستگذار و متخصصان پیش‌بینی، طیف وسیعی از مدل‌های پیش‌بینی را مورد استفاده قرار می‌دهند تا ریسک ناشی از خطای یک مدل خاص را کاهش دهند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تماس فوری