

قطه سر به سر یک اصطلاح مرتبط با علوم اقتصادی است که میتوان آن را به بیان ساده، نقطهای تعریف کرد که در آن هزینهها و درآمدها برابر میشوند. در واقع نقطه سر به سر نقطهایست که در آن هیچ سود و زیانی اتفاق نیفتاده است و همانطور که از اسمش پیداست، کاملا سر به سر است. در ادامه با این اصطلاح و نحوه محاسبه آن بیشتر آشنا میشویم.
نقطه سربه سر تعداد واحدهاییست (N) که تولید آنها سودی معادل صفر داشته باشد.
درآمد – هزینه کل = ۰
بر این اساس نقطه سربه سر عبارت است از
منشأ نقطه سر به سر به مفهومی اقتصادی به نام نقطه بی تفاوتی بازمیگردد. محاسبه این فاکتور در یک شرکت کاری آسان اما مهم برای مدیران به شمار میآید. آنالیز سر به سر در سادهترین حالت، بینش یک مدیر را نسبت به درآمد، محصولات و یا خدمات تسهیل میکند که این بینش شامل آگاهی از وجود یا عدم وجود توانایی تأمین هزینههای تولید یک محصول و یا خدمات میشود. به علاوه، نقطه سر به سر از این جهت نیز برای مدیران بسیار مهم است که میتواند در تصمیمگیریهای مهم کسب و کارشان به آنها کمک کند. از جمله این تصمیمات میتوان به آماده کردن اوراق سهام، تنظیم قیمت و درخواست وام اشاره کرد.
همچنین تحلیل نقطه سر به سر یک ابزار آسان برای شناسایی حداقل مقدار فروش است که هم شامل هزینههای ثابت و هم هزینههای متغیر میشود. علاوه بر این، چنین تجزیه و تحلیلی به ایجاد بینش کافی درباره شناخت میزان تقاضاهای آینده کمک خواهد کرد. در صورتی که نقطه سر به سر بالاتر از تقاضای تخمینشده باشد، نشان از ضرر مالی در محصولات دارد و به یک مدیر کمک میکند تا تصمیمات حیاتی در این رابطه بگیرد. در این حالت مدیر ممکن است از ادامه تولید محصول صرف نظر کند، استراتژیهای تبلیغاتی را گسترش دهد و یا حتی قیمتگذاری جدیدی را برای افزایش تقاضا در بازار در نظر بگیرد.
کاربرد دیگر این فاکتور کمک به شناسایی ارتباط هزینههای ثابت و متغیر است. هزینههای ثابت را میتوان به کمک پرسنل و تجهیزات منعطف، کاهش داد که نتیجه آن کاهش نقطه سر به سر خواهد بود.
نقطه سر به سر یک ضریب شگفتانگیز فروش است که در آن سهم فروش محصولات (درآمد منهای هزینههای متغیر) سرمایهگذاری اولیه و هزینههای ثابت را پوشش میدهد. هر محصول که بالاتر از نقطه سر به سر فروخته میشود میتواند سودآور بودن آن را در پی داشته باشد. این فاکتور میتواند برای یک پروژه خاص، سرمایهگذاری و یا یک ریسک جدید در کسب و کار استفاده شود. در نتیجه، هدف هر پروژه و یا سرمایهگذاری جدید این است که کمترین نقطه سر به سر را داشته باشد. اما چرا؟