
محافظه کاری حسابداری یکی از چالش برانگیزترین موضوعات حسابداری طی یک قرن اخیر بوده است. صاحبنظران حسابداری به بررسی ابعاد مثبت و منفی این ویژگی اطلاعاتی گزارشگری مالی پرداختهاند. از دید طرفداران، محافظهکاری از طریق محدود کردن توانایی مدیران در بروز رفتارهای فرصتطلبانه به نظارت وحاکمیت صاحبان سرمایه کمک کرده و در انتقال حق کنترل شرکت به تامین کنندگان سرمایه اثرگذار است. در مقابل، منتقدان خاطر نشان ساختهاند حسابداری محافظهکارانه باعث کاهش خالص داراییها و سود خالص دوره میشود که این امر دسترسی شرکت به منابع مالی را کاهش میدهد.
تجزیه و تحلیلها با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره و با بکارگیری دو معیار محافظهکاری باسو (۱۹۹۷) و بال وشیواکومار (۲۰۰۵) و سه معیار انعطاف پذیری مالی شامل سطح نگهداری وجه نقد، اهرم مالی و سود سهام پرداختنی اجرا شده است.
نتایج تجزیه و تحلیل دادههای مربوط به ۸۰ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نشان میدهد میان محافظهکاری شرطی و معیارهای انعطاف پذیری مالی به کارگرفته شده در تحقیق رابطهی معناداری وجود ندارد.