سوالات کلیدی و کاربردی برای دوستان خوب جویای کار حسابداری
فوریه 22, 2019
حسابداری اسلامی؛ ضرورت اقتصاد ایران
فوریه 23, 2019

موجودی کالا و سیستم ثبت و نگهداری- روش دائمی در حسابداری

موجودی کالا و سیستم ثبت و نگهداری- روش دائمی در حسابداری

سلام دوستان و همراهان عزیز

اغلب شرکت های بازرگانی و بیشتر شرکت های تولید معمولا مقدار و مبلغ موجودی کالا را به طور مستمر و مداوم محاسبه می کنند. بدین معنی که برای هریک از اقلام کالا، مدرک ثبت جداگانه ای نگهداری می کنند که مقدار و مبلغ هر قلم را نشان می دهد. در سیستم محاسبه دائمی موجودی کالا، حساب خرید نگهداری نمی شود و کلیه خریدها مستقیما در حساب موجودی کالا ثبت (بدهکار) می شود.

فروش کالا در این سیستم مستلزم دو ثبت است:

در ثبت اول، حساب بدهکاران یا حساب نقد، معادل مبلغ فروش بدهکار و حساب فروش، بستانکار می شود.

در ثیت دوم، بهای تمام شده اقلام فروش رفته از حساب موجودی کالا خارج (بستانکار) و به حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته منتقل (بدهکار) می شود.

در نتیجه بهای تمام شده کالای فروش رفته به طور مستمر تعیین می شود و حساب موجودی کالا، ارزش کالای موجود را در هر زمان نشان می دهد.

حساب موجودی کالا در این سیستم، یک حساب کنترل است که مانده آن مساوی و ناظر بر جمع مانده کارت های موجودی اقلام مختلف است. در این سیستم، حساب موجودی کالا در تراز آزمایشی، مبلغ موجودی کالا را در تاریخ تراز آزمایشی نشان می دهد و در پایان دوره، نیاز به اصلاح ندارد.

منظور از بهای تمام شده کالای فروش رفته که در بالا به آن اشاره شد قیمتی از کالا می باشد که در نهایت به یکی از روش های زیر بدست می آید:

  • اولین صادره از اولین وارده Fifo
  • اولین صادره از آخرین وارده Lifo
  • میانگین ساده
  • میانگین موزون
  • روش حداقل بهای تمام شده بازار

روش اولین صادره از اولین وارده چیست؟

در شرکت هایی که روش Fifo را انتخاب می کنند فرض براین است که کالایی که اول خریداری شد همان اول هم به فروش می رسد و اگر کالایی در انبار باقی مانده از خریدهای آخر دوره می باشد، نام روش هم با روش هماهنگ است.

در این شرکت ها فرض می کنند که انبار دو در دارد و همیشه از یک طرف کالا وارد و از طرف دیگر خارج می شود بنابراین آن کالایی که زودتر وارد شده زودتر خارج می شود.

حال سعی می کنیم با یک مثال ساده موضوع را بررسی کنیم. اطلاعات زیر موجود است:

موجودی کالا اول دوره ۲۰ واحد هر واحد ۵۰ ریال
خرید A ۱۰ واحد هر واحد ۵۵ ریال
خرید B ۱۵ واحد هر واحد ۶۰ ریال
خرید C ۱۰ واحد هر واحد ۵۰ ریال

اگر موجودی کالای آخر دوره ۱۲ واحد باشد قیمت تمام شده موجودی آخر دوره با استفاده از روش ارزیابی فایفو چند ریال است؟

دقت کنید در روش Fifo به این صورت در نظر می گیریم که هرچه کالا در ابتدای دوره موجود بوده ابتدا خارج شده بنابراین موجودی پایان دوره بطور منطقی باید از خریدهای B و C باشد، یعنی ۲۰ واحد موجودی کالای اول دوره به فروش رفته سپس ۱۰ واحد از خرید A و ۱۳ واحد از خرید B به فروش رفته است.

بنابراین ۲ واحد از موجودی کالای پایان دوره مربوط به خرید شماره B و ۱۰ واحد از موجودی کالای پایان دوره مربوط به خرید C می باشد، در نتیجه ۶۲۰ ریال موجودی پایان دوره عبارت است از:

۲ واحد خرید B ۱۲۰=۶۰*۲
۱۰ واحد خرید C ۵۰۰=۵۰*۱۰

روش اولین صادره از آخرین وارده چیست؟

در این روش فرض بر این است که هر چیزی را که آخر خریده ایم ابتدا به فروش می رسانیم و هر چه کالا ماند از همان خریدهای اول است.

در واقع فرض می کنیم که انبار ما یک در دارد و کالاهای ما هم سنگین و پر حجم است بنابراین کالاهای خرید اول ما در ته انبار قرار دارند و دست یابی ما به آنها مشکل است، بنابراین سعی می کنیم از همین کالای جلوی در که آخر خریداری کرده ایم کالای خود را بفروشیم.

یه عنوان مثال:

موجودی کالای اول دوره ۶ واحد مبلغ کل ۳۰ ریال
خرید A ۱۰ واحد مبلغ کل ۵۰ ریال
خرید B ۵ واحد مبلغ کل ۳۵ ریال
خرید C ۸ واحد مبلغ کل ۴۸ ریال

حال اگر فروش ما ۲۰ واحد باشد چون روش ارزیابی Lifo است بنابراین:

۸ واحد از خرید C در ابتدا به فروش رفته و سپس ۵ واحد از خرید B به فروش رفته و در نهایت ۷ واحد از خرید A به فروش رفته است.

بنابراین کالای باقی مانده شامل ۳ واحد از خرید A و ۶ واحد از موجودی کالای اول دوره می باشد.

حال اگر بخواهیم محاسبه کنیم بهای تمام شده ۹ واحد موجودی باقیمانده چند ریال است به صورت زیر عمل می نماییم:

 A3واحد از خرید ۵۰/۱۰=۵ قیمت هر واحد کالای خرید A
۵*۳=۱۵ قیمت کل موجودی باقیمانده از خرید A
۶واحد موجودی کالای اول دوره ۳۰/۶=۵ ۶واحد موجودی کالای اول دوره
۶*۵=۳۰

بهای تمام شده موجودی کالای آخر دوره بایت ۹ واحد کالا طبق روش Lifo:

۴۵=۳۰+۱۵

روش میانگین ساده چیست؟

در این روش جمع قیمت هر واحد کالا را که شامل موجودی کالای اول دوره نیز می باشد بر تعداد دفعات خریدها با درنظر گرفتن موجودی کالای اول دوره به عنوان یک دفعه خرید تقسیم می کنیم و مبلغ حاصله را در تعداد موجودی کالای پایان دوره ضرب می نماییم تا مبلغ موجودی کالای پایان دوره به میانگین قیمت ها محاسبه شود:

۹/۴۶ تعداد مبلغ کل – ریال قیمت هر واحد
موجودی کالای اول دوره ۱۰ ۱۰۰ ۱۰
خرید A ۵ ۶۰ ۱۲
خرید B ۳ ۳۰ ۱۰
خرید C ۸ ۵۶ ۷

اگر موجودی کالای پایان دوره ۹ عدد باشد مبلغ موجودی کالای پایان دوره به روش میانگین ساده چند ریال است؟

جمع قیمت تمام شده هر واحد:                                                                               ۳۹= ۷+۱۰+۱۲+۱۰

تعداد دفعات خرید و موجودی کالای اول دوره برابر ۴ است در نتیجه:                                     ۹/۷۵=۳۹/۴

مبلغ موجودی پایان دوره:                                                                                         ۸۷/۷۵=۹/۷۵*۹

روش میانگین موزون چیست؟

در این روش بدین صورت عمل می شود که ما جمع کل قیمت تمام شده موجودی اول دوره و خریدها را بر تعداد کل واحدها تقسیم می کنیم تا قیمت تمام شده میانگین یک واحد محاسبه شود.

در مثال قبل اگر از روش میانگین موزون برای محاسبه قیمت تمام شده موجودی کالای پایان دوره استفاده شود:

تعداد مبلغ کل – ریال قیمت هر واحد
موجودی کالای اول دوره ۱۰ ۱۰۰ ۱۰
خرید A ۵ ۶۰ ۱۲
خرید B ۳ ۳۰ ۱۰
خرید C ۸ ۵۶ ۷
جمع ۲۶ ۲۴۶

۹/۴۶=۲۴۶/۲۶

مبلغ موجودی پایان دوره:                                                                                    ۸۵/۱۴=۹*۹/۴۶

روش اقل بهای تمام شده بازار چیست؟

بر مبنای اصل “تعیین ارزش اقلام دارایی بر مبنای قیمت تمام شده” موجودی های کالا نیز مانند سایر دارایی ها، معمولا “بر مبنای بهای تمام شده در ترازنامه” گزارش می شوند، اما اگر به علت شرایط خاص بازار یا وضع موجودی کالا (مانند نابابی، کاهش سطح قیمت ها، آسیب دیدگی) و یا به علل دیگر، ارزش موجودی های کالای پایان دوره، کمتر از بهای تمام شده آن باشد، به پیروی از “اصل محافظه کاری” ترجیح داده می شود که برای ارزیابی موجودی کالا به جای روش قیمت تمام شده از قاعده اقل قیمت تمام شده یا قیمت بازار استفاده شود.برای استفاده از قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار، ابتدا باید قیمت تمام شده موجودی های کالا را با یکی از روش های (فایفو، لایفو، میانگین) ارزیابی نمود و سپس ارزش بازار آن را در تاریخ ترازنامه یا تاریخ دیگری که ارزیابی در آن تاریخ به عمل می آید بدست آورد و از بین این دو مبلغ هر کدام را که کمتر است به عنوان ارزش موجودی های کالا انتخاب کرده و در صورتحساب ها ثبت نمود.

به عبارت دیگر اگر قیمت بازار کمتر از قیمت تمام شده باشد، موجودی های کالا بر حسب قیمت بازارشان در ترازنامه گزارش می شوند و زیان ناشی از کاهش ارزش موجودی های مواد و کالا به عنوان هزینه کاهش ارزش، به حساب درآمدهای دوره ای منظور می گردد که این زیان واقع شده است.

مثلاً اگر کالایی در دی ماه ۱۳۹۶ به مبلغ ۱۵۰٫۰۰۰ ریال خریداری شود و در پایان سال ۱۳۹۶ جزء موجودی های پایان دوره بوده و ارزش جایگزینی آن ۱۴۰٫۰۰۰ ریال باشد، موجودی های کالای مزبور را باید به مبلغ ۱۴۰٫۰۰۰ ریال ارزشیابی نمود و مبلغ ۱۰،۰۰۰ ریال مابه التفاوت را به حساب سود و زیان سال ۱۳۹۶ منظور نمود.

قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار مبتنی بر ۲ اصل اساسی حسابداری به شرح زیر می باشد:

۱- اصل احتیاط یا محافظه کاری، در ارتباط با ترازنامه می باشد و حاکی از آن است که موجودی های کالا به عنوان یکی از اقلام دارایی باید به اقل قیمت گزارش شود.

۲- اصل تطابق هزینه با درآمد، که زیان کاهش ارزش موجودی های کالا باید در دوره ای به عنوان زیان شناسایی شود که کاهش ارزش در آن دوره رخ داده است.

تعیین قیمت موجودی کالا در بازار روز:

مسئله ای که در کاربرد قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار وجود دارد، فقدان یک قیمت واحد برای ارزشیابی موجودی هاست زیرا قیمت یک کالا در بازار های خرید معمولاً کمتر از قیمت آن در بازار فروش است.

قیمت بازار معمولاً به سه گروه طبقه بندی می شوند:الف) ارزش جایگزینی:

عبارتست از بهایی که برای جایگزین کردن کالای موجود با کالای نظیر آن بایستی پرداخت شود و شامل بهای خرید به علاوه هزینه های مربوط از قبیل هزینه های خرید، حمل و نقل می باشد.ب) ارزش خالص بازیافتنی:

عبارتست از قیمت فروش منهای هزینه هایی که برای بازاریابی و فروش محصول مورد نظر لازم است.
این رقم حداکثر مبلغی است که به عنوان قیمت بازار می توان در کاربرد قاعده اقل قیمت تمام شده یا قیمت بازار مورد استفاده قرار داد.
اگر ارزش جایگزینی بیشتر از خالص ارزش بازیافتنی باشد، ارزش خالص بازیافتنی به عنوان سقف یا حد بالای قیمت بازار مورد استفاده قرار می گیرد.ج) ارزش خالص بازیافتنی منهای سود نامتعارف:
اگر حداقل سودی که در شرایط عادی و متعارف از فروش کالا نصیب واحد تجاری می شود از ارزش خالص بازیافتنی آن کالا کسر شود مبلغی حاصل خواهد شد که می توان آن را به عنوان حداقل قیمت بازار در کاربد اقل قیمت تمام شده مورد استفاده قرار داد.
اگر ارزش جایگزینی کمتر از ارزش خالص بازیافتنی منهای سود متعارف باشد، به جای ارزش جایگزینی باید از ارزش خالص بازیافتنی منهای سود متعارف که پایه یا حد پایین قیمت بازار محسوب می شود استفاده شود.
ارزش جایگزینی، ارزش خالص بازیافتنی( سقف یا حد بالا) و ارزش خالص بازیافتنی منهای سود متعارف ( پایه یا حد پایین) سه امکان در انتخاب قیمت بازاری است که باید در قیمت تمام شده مقایسه شود. از سه قیمت بالا، معمولا” قیمتی انتخاب می شود که ارزش میانی را داراست یعنی از یکی کمتر و از دیگری بیشتر باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تماس فوری