اگر چه حسابداری و گزارشگری مالی بخش عمومی و به ویژه دولتی سابقه بیشتری از حسابداری و گزارشگری مالی نهادهای انتفاعی بخش خصوصی دارد، اما تدریس مناسب و کافی این حوزه خاص از حسابداری در دانشگاهها مورد بیتوجهی قرار گرفته است. هر چند که این موضوع در کشورهای گوناگون از شدت و ضعف برخوردار است، اما در مجموع این وضعیت رضایتبخش نیست. این در حالی است که از اواسط نیمه دوم قرن بیستم، اصلاح و تحول در نظامهای حسابداری و گزارشگری مالی به دلیل ارتقای سطح مسئولیت پاسخخواهی شهروندان و افزایش مطالبات مربوط به پاسخگویی در مورد مصرف و به کارگیری منابع عمومی، در دستور کار دولتهای ملی و محلی قرار گرفت. برای همین منظور، نهادهای متولی امور مالی کشورهای توسعه یافته و برخی کشورهای در حال توسعه، در غیاب عملکرد مثبت دانشگاهها به فکر تولید و گسترش دانش نظری حسابداری بخش عمومی افتادند و با انجام تحقیقات و حمایت مالی از نهادهای مدنی و مراجع استانداردگذار، به دانش نظری کافی در این زمینه دست یافتند.
نگاهی اجمالی به سیر تطور تدوین چارچوبهای نظری و اصول و استانداردهای حسابداری و گزارشگری مالی بخش عمومی از طریق مراجع استانداردگذار، گویای این حقیقت است که از دههی ۸۰ قرن بیستم تا کنون، مطالعات و تحقیقات فراوانی درباره مبانی نظری حسابداری این بخش انجام شده است. اگر چه این مطالعات در توسعه دانش نظری حسابداری بخش عمومی بسیار موثر بوده است، اما در مقایسه با گسترش دانش نظری حاصل تحقیقات و مطالعات انجام شده که نتایج آن به طریق مقتضی انتشار یافته است، سطح کمی و کیفی تدریس دانشگاهی در این زمینه تفاوت چندانی نکرده است. در حال حاضر، وضعیت آموزش حسابداری نهادهای بخش عمومی ایران موسوم به حسابداری دولتی را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
با توجه به اینکه حسابداری و گزارشگری مالی یکی از ابزارهای اساسی ایفا و ارزیابی مسئولیت پاسخگویی نهادهای بزرگ بخش عمومی است و بخش در خور ملاحظهای از اقتصاد کشور نیز از طریق این نهادها کنترل و هدایت میشود، توجه به حسابداری این بخش امری مهم و ضروری است. برای همین منظور، در سه چهار سال اخیر سازمان حسابرسی کشور با تشکیل کمیته تدوین استانداردهای حسابداری بخش عمومی مرکب از نمایندگان وزارت امور اقتصادی و دارایی، دیوان محاسبات کشور، معاونت نظارت راهبردی ریاست جمهوری و سازمان حسابرسی، تهیه و تدوین استانداردهای حسابداری این بخش را در دستور کار قرار داده است.
این در حالی است که شهرداری تهران نیز در همین سالها با انجام مطالعه تطبیقی مناسب در مورد مبانی نظری حسابداری شهرداریها اقدام شایستهای انجام داده و زمینه لازم را برای تدوین مفاهیم، اصول و رهنمودهای حسابداری شهرداریها فراهم کرده است. تحرکی که در این سالها توسط مراجع متولی امور مالی و محاسباتی این نهادهای بزرگ ایجاد شده، بیانگر این واقعیت است که نهادهای مذکور عزم خود را برای طراحی نظامهای حسابداری و گزارشگری مالی نوینی جزم کردهاند تا ابزارهای کارآمدی برای ایفا و ارزیابی مسئولیت پاسخگویی مالی و عملیاتی حاکم بر مصرف و به کارگیری منابع عمومی فراهم آورند.
همزمان با حرکتهای امید بخشی که در زمینه تدوین بیانیههای مفاهیم بنیادی و اصول و ضوابط گزارشگری مالی بخش عمومی آغاز گردیده، دیوان محاسبات کشور نیز اقداماتی در حوزه استانداردهای حسابرسی بخش عمومی به عمل آورده است. این در حالی است که بیش از ده سال است که سازمان مدیریت و برنامهریزی سابق و نهاد جایگزین آن تلاشهایی برای استقرار نظام بودجهریزی عملیاتی انجام داده و قوانین و مقررات الزام آوری نیز در برنامههای پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای تحقق این امر به تصویب مجلس شورای اسلامی رسانده است. این اقدامات تحول خواهانه که قطعاً در سالهای آتی به بار خواهد نشست و نتایج آن نظامهای نوین حسابداری، حسابرسی و بودجهبندی دولت و سایر نهادهای بزرگ بخش عمومی پایهگذاری میکند، برای استقرار صحیح و تداوم آن نیازمند نیروی انسانی متخصص و آگاه به مبانی نظری پیشرفته در حوزههای یاد شده است.
در یک تحلیل ساده از این ماجرا، نقش دانشگاهها و موسسات آموزش عالی در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز برای استقرار و استمرار این دستاوردها آشکار میشود. به راستی اگر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی به رسالت خود در این زمینه نپردازند، چه نهادی وظیفه نهادینه کردن مبانی نظری و پیشرو حسابداری بخش عمومی را بر عهده خواهد گرفت. اگر دانشگاههای ایران اقدامی اساسی در مورد گسترش دانش نظری این حوزه از حسابداری انجام ندهند، دستاوردها و ماحصل اقدامات امیدبخش نهادهای متولی امور مالی کشور با مشکل اساسی مواجه میشود. در حال حاضر، ایجاد رشته و گرایش در حوزه حسابداری بخش عمومی در تحصیلات تکمیلی برخی دانشگاههای معتبر آمریکا در دستور کار قرار گرفته و بعضاً مورد اجرا گذاشته شده است. ایجاد رشته حسابداری بخش عمومی در دانشگاه با دروس مناسب در زمینههای حسابداری، حسابرسی، مالیات، بودجه پیشرفته و ارزیابی عملکرد از مصادیق این اقدامات است.
با توجه به مطالب بالا و با عنایت به سوابق سی ساله نگارنده در زمینه آموزش حسابداری، حسابرسی، بودجه دولتی و تجارب کافی در این حوزهها، پژوهشگر حاضر را بر آن داشت تا با انجام یک مطالعه پیمایشی، دیدگاه و نظرات مدرسان حسابداری بخش عمومی و دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاهها را در مورد ضرورت ایجاد جایگاه مناسب برای حسابداری بخش عمومی را دریافت کند. در تحقیق حاضر ضمن اینکه وضعیت موجود آموزش حسابداری نهادهای بخش عموی از منظر پاسخگویان مورد ارزیابی قرار گرفته است، نحوه تحول در آموزش حسابداری بخش عمومی در دانشگاهها نیز بررسی شده و راهکار لازم برای تحقق این امر ارائه گردیده است.