سهام داغ به سهام جدیدی اطلاق می گردد که در عرضه اولیه در بورس ،میزان تقاضا برای خرید ان بیشتر از میزان عرضه آن می باشد و در نتیجه عده ای از متقاضیان سهام که نمی توانند سهام مذکور را در عرضه اولیه خریداری نمایند تمایل به خرید سهام جدید با قیمت بالاتر از قیمت بازار دارند و در نتیجه قیمت این سهام به طور موقت افزایش می یابد. طبق فرضیه حباب سفته بازی ، رفتار بازده سهام جدید در کوتاه مدت و بلند مدت با هم در ارتباط می باشند . بر طبق این فرضیه بازده اضافی سهام جدید تحت تاثیر رفتار سرمایه گذارانی قرار دارد که نتوانسته اند سهام جدید را به قیمت های عرضه اولیه خریداری کنند به عبارت دیگر بر طبق این فرضیه قیمتهای عرضه اولیه سهام با ارزش واقعی و ذاتی آنها برابر است،اما امیال سفته بازی سرمایه گذاری که نتوانسته اند سهام جدید را به قیمت عرضه اولیه در بورس بخرند باعث می گردد که قیمت سهام جدید به طور موقت افزایش یابد. اما در بلند مدت قیمت سهام به تدریج کاهش می یابد و به ارزش واقعی خود نزدیک می گردد،در نتیجه بازده اضافی اولیه سهام جدید در کوتاه مدت پس از اینکه حباب سفته بازی ترکید، در بلند مدت افت بازده را در پی خواهد داشت.
بنابراین فرضیه حباب سفته بازی دلالت بر این دارد که سفته بازی گروهی از سرمایه گذاران در بازار باعث می گردد که قیمت سهام جدید به طور موقت بیش از ارزش ذاتی آنها گردد اما بعد از اینکه در کوتاه مدت بازده اضافی حاصل گردید در بلندمدت بعد از اینکه حباب می ترکد بازده های اضافی منفی حاصل می گردد. موضوع قابل تامل در این است که در بعضی دوره ها و در بعضی صنایع عرضه زیر قیمت سهام جدید به طور منظمی بالاتر از دوره ها و صنایع دیگر می باشد . شواهد تجربی نیز حاکی از وجود بازار سهام جدید داغ می باشد یعنی در بعضی صنایع سهام جدید به طور قابل ملاحضه ای زیر قیمت می باشد
ریتر توانست یک بازار سهام جدید داغ را در سال ۱۹۸۰ در آمریکا شناسایی نماید. در سال ۱۹۸۰ هنگامی که قیمت های نفت بعد از انقلاب اسلامی ایران افزایش یافت .بسیاری از شرکتهای کوچک بهره برداری از نفت و گاز عرضه عمومی شدند و قیمت عرضه اولیه جدید در سالهای ۱۹۸۰و ۱۹۸۱ را بیش از ۴۸ درصد گزارش نمود. همچنین وی توانست مدارکی مبنی بر عرضه زیر قیمت سهام جدید در صنایع خاص مانند شرکتهای نفت و گاز ارائه نمود. Ritter دوره بازار سهام جدید داغ را بوسیله مشخصات زیر تعریف نموده است:
-عرضه زیر قیمت بیشتر از حد معمول
-عرضه سهام جدید بیشتر از حد معمول
-وجود شکافهای بزرگ بین بازده اولیه سهام جدید در دوره های انتشار داغ سرد(بی رونق)
-انحراف معیارهای بزرگ در بازده های سهام جدید
بیان می دارند که در بعضی دوره های زمانی و در بعضی صنایع خاص،شرکتها از پدیده عرضه زیر قیمت به منظور جذب مشتری استفاده می نماید. عرضه زیر قیمت سهام جدید ممکن است در یک دوره یا یک صنعت خاص آنقدر جذاب باشد که منجر به ایجاد یک جو مناسب جهت عرضه اولیه سهام گردد.
بر طبق این فرضیه انتشار دهندگان سهام جدید و موسسات تامین سرمایه آنها همواره نگران مشکلات قانونی بالقوه ناشی از انتشار سهام جدید به قیمت گران می باشد . بنابراین از قیمت گذاری پایین سهام جدید به عنوان یک شکل کارای بیمه در مقابل مسئولیت های بالقوه قانونی خود استفاده می کنند.
برطبق بورس آمریکا که در سال ۱۹۳۲ و ۱۹۳۴ به تصویب رسیده است هم پذیره نویسان و هم اعضای هیات مدیره مشمول مقررات کمیسیون بورس اوراق بهادار درباره صحت اطلاعات منتشره می گردد. به همین دلیل تخمین کنندگان فروش سهام جدید همانند اعضای هیات مدیره لازم است که اطلاعات آگهی پذیره نویسی را در مورد رسیدگی دقیق قرار دهند و خریداران سهام جدید که سهام تازه انتشاریافته را به قیمت گران خریداری نموده اند ممکن است تضمین کنندگان فروش سهام جدید یا اعضای هیات مدیره شرکت را به خاطر انتشار اطلاعات گمراه کننده مورد پیگیری قانونی قرار دهند این افراد مسئول جبران خسارتهای خریداران سهام جدید می باشند.
لذا مسئولیت های بالقوه قانونی می تواند پیامدهای شدید مالی برای شرکت و موسسات تامین سرمایه به همراه داشته باشد چرا که سرمایه گذاران می توانند بیان نمایند که در تشخیص سهام خوب از بد گمراه شده اند. موسسات تامین سرمایه ریسک گریز برای اجتناب از اثرات منفی قانونی و همچنین از دست دادن شهرت و اعتبارشان ممکن است سرمایه گذاران را به وسیله عرضه اولیه زیر قیمت خشنود کنند.
قیمت گذاری پایین سهام جدید می تواند به طور مؤثری موسسات تامین سرمایه و انتشاردهندگان سهام جدید را مرد حمایت قرار دهد.زیرا بازده بالای اولیه که در نتیجه قیمت گذاری پایین نصیب سهامداران می گردد مزایای زیر را یه همراه دارد:
-احتمال طرح دعاوی حقوقی از جانب خریداران سهام جدید را کاهش می دهد.
-در صورت طرح دعاوی قانونی از جانب خریداران سهام جدید احتمال صدور رای برعلیه شرکت و موسسات تامین سرمایه کاهش می یابد.
-در صورت صدور رای مخالف ،میزان خسارت یا غرامت کاهش می یابد زیرا حداکثر خسارت قابل جبران به میزان قیمت عرضه اولیه سهام می باشد.
(tinic 1988) بیان نمود که عرضه زیر قیمت سهام جدید به عنوان یک شکل بیمه در مقابل مسئولیت های قانونی و خسارت مربوط به از دست دادن اعتبار موسسات عمل می کند. وی معتقد است که عرضه زیر قیمت سهام جدید ممکن است به صورت کارامدی از انتشاردهندگان سهام جدید و موسسات تامین سرمایه در مقابل مسئولیتهای قانونی محافظت کند . بر طبق tinic سهام جدیدی که بعد از سال ۱۹۳۳ عرضه اولیه گردیده است باید بازده اولیه بیشتری از سهام جدید عرضه شده قبل از تصویب قانون بورس اوراق بهادار داشته باشد. (tinic) مفاهیم فرضیه بیمه را به کمک اطلاعات سهامی که قبل و بعد از تصویب قانون اوراق بهادار سال ۱۹۳۳ منتشر شده بودند،مورد آزمایش قرار داد. نتایج وی حاکی از این است که این قانون تاثیر مهمی بر قیمت گذاری سهام جدید دارد. در حالی که مازاد بازده های اولیه سهام قبل سال ۱۹۳۳ به طور معناداری مثبت بوده است اما میزان عرضه زیر قیمت سهام جدید بعد از سال ۱۹۳۳به مراتب بیشتر از عرضه زیر قیمت سهام جدید قبل از سال ۱۹۳۳ بوده است .(دموری ۱۳۸۱)
بر طبق این فرضیه نوع موسسات تامین سرمایه شهرت و اعتبار این موسسات می تواند بر قیمت سهام جدید اثر بگذارد. بیان می دارد که تاثیری که یک موسسه تامین سرمایه معتبر و صاحب نام بر قیمت سهام جدید می گذارد متفاوت از تاثیری است که یک موسسه تامین سرمایه بدون شهرت بر قیمت سهام جدید می گذارد.این مطلب بیانگر این موضوع می باشد که وقتی شرکتی برای اولین بار سهام خود را در بورس عرضه می کند ارزش واقعی آن سهام به صورت کامل برای سرمایه گذاری مشخص نمی باشد و شهرت موسسات تامین سرمایه می تواند بیانگر نوعی اطلاعات درباره ارزش واقعی شرکت باشد . به منظور نشان دادن اینکه چگونه کیفیت حسابرسی یا موسسات تامین سرمایه انتخاب شده می تواند توسط سرمایه گذارن در ارزیابی سهام جدید مورد استفاده قرار گیرد مدلی را تدوین نمودند. نتایج حاصل از مدل آنها پیش بینی می نماید که هر چه حسابرس شرکت انتشار دهنده سهام جدید و هر چه موسسه تامین سرمایه ای که مسئولیت پذیره نویسی اوراق بهادار جدید را بر عهده دارد از کیفیت بالاتری برخودار باشد سرمایه گذاران اطلاعات مناسب تری را استباط می کنند و از طریق موسسات تامین سرمایه می توانند سهام جدید را به قیمت گرانتر عرضه نمایند.
تاثیر شهرت و اعتبار تخمین کنندگان فروش اوراق بهادار را بر عملکرد اولیه سهام جدید مورد بررسی قرار دادند آنها رابطه منفی معناداری را بین شهرت تخمین کنندگان سهام جدید و میزان عرضه زیر قیمت سهام جدید پیدا کردند. یعنی هر چه تخمین کنندگان اوراق بهادار از شهرت بالاتری برخوردار باشند میزان عرضه زیر قیمت اوراق بهادار جدید کاهش می یابد.